پسرم ارشیاپسرم ارشیا، تا این لحظه: 20 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره
دخترم هانیادخترم هانیا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 2 روز سن داره

یادداشتهای مامان

پارک رفتن جوجوهام با عمه مهشید....

1394/8/17 18:10
نویسنده : فریما
294 بازدید
اشتراک گذاری

جدا کننده های متن برای وبلاگ

 

سلاااااااااااااام  فندق های مامانی....

 

مامانی دوباره اومد تا براتون یه جمعه ی خوب رو که خیلی بهتون خوش گذشت رو توی وبلاگتون ثبت کنه .....

 

فندق های مامان . ما روز پنج شنبه رفتیم خونه ی آقا جون اینا چون خیلی وقت

 

بود که نتونسته بودیم بهشون سر بزنیم

 

وقتی رفتیم اونجا بابابزرگ مامانی هم اونجا بود خلاصه روز جمعه عمو رضا وقتی

 

 فهمید که ما خونه ی آقا جون اینا هستیم اونا هم اومدن اونجا و شما هم کلی با

 

امیر علی بازی  کردین عصر هم عمه مهشید با آقاجون شما بچه ها رو برد یه

 

پارک خیلی خوشگل و سرسبز ...

 

اونجا شما حسابی انرژیتونو تخلیه کردین و حسابی ورجه وورجه کردین وقتی

 

شب اومدین خونه  حسابی خسته بودین و اصلا حال نداشتین . تازه عصرش هم

 

 عمو فرزاد  عموی مامانی هم اومده بود و اونجا بودن که شما بعدش کلی هم

 

با محمد امین بازی کردین . خلاصه که شب وقتی داشتیم برمی گشتیم

 

از شدت خستگی تا سوار ماشین شدیم تخت گرفتین خوابیدین تازه خیلی هم خوشگل و ناز خوابیده بودین .

 

در آخر هم عکسایی رو که عمه مهشید ازتون در حین بازی و تفریح گرفته بود رو براتون به یادگاری میذارم....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پسندها (2)

نظرات (2)

مامان حلما
17 آبان 94 18:19
خدا براتون نگه داره این دسته گلها روزیر سایه پدر مادر باشن الهی
مهشید
19 آبان 94 19:54
قربون برادرزاده های عزیزم! همیشه خندون باشین بهترین های من! خوشحالم که شما رو دارم! چقدرم که ورجه وورجه کردین و غازای بیچاره رو هی با سنگ زدین! ))) به من که خیلی خوش گذشت فقط یکم سرد بود!