پارک رفتن جوجوهام با عمه مهشید....
سلاااااااااااااام فندق های مامانی....
مامانی دوباره اومد تا براتون یه جمعه ی خوب رو که خیلی بهتون خوش گذشت رو توی وبلاگتون ثبت کنه .....
فندق های مامان . ما روز پنج شنبه رفتیم خونه ی آقا جون اینا چون خیلی وقت
بود که نتونسته بودیم بهشون سر بزنیم
وقتی رفتیم اونجا بابابزرگ مامانی هم اونجا بود خلاصه روز جمعه عمو رضا وقتی
فهمید که ما خونه ی آقا جون اینا هستیم اونا هم اومدن اونجا و شما هم کلی با
امیر علی بازی کردین عصر هم عمه مهشید با آقاجون شما بچه ها رو برد یه
پارک خیلی خوشگل و سرسبز ...
اونجا شما حسابی انرژیتونو تخلیه کردین و حسابی ورجه وورجه کردین وقتی
شب اومدین خونه حسابی خسته بودین و اصلا حال نداشتین . تازه عصرش هم
عمو فرزاد عموی مامانی هم اومده بود و اونجا بودن که شما بعدش کلی هم
با محمد امین بازی کردین . خلاصه که شب وقتی داشتیم برمی گشتیم
از شدت خستگی تا سوار ماشین شدیم تخت گرفتین خوابیدین تازه خیلی هم خوشگل و ناز خوابیده بودین .
در آخر هم عکسایی رو که عمه مهشید ازتون در حین بازی و تفریح گرفته بود رو براتون به یادگاری میذارم....














پارک رفتن جوجوهام با عمه مهشید.... 


